pup Start--> متن واتس اپی
 
کلیپ های خفن
حامد اهنگی-کلیپ های باحال-دانلود فیلم و سریال کم حجم-کلیپ های جدیدموبایل -تئاتر طنز-نمایش کمدی طنز
دوشنبه 28 مهر 1393 :: نويسنده : جواد

نیمه گمشده را بیخیال شو لطفا ، اگر سهم تو بود که گم نمی شد !!!

همین نیمه ای که هستی رو پیدا کن …

.

.

انسان های ساده را احمق فرض نکنید ؛ باور کنید آنها خودشان نخواستند که “هفت خط” باشند …

.

.

رابطه ی فکری مهم تر از رابطه ی خونیه !

بعضی آدم ها در ذهن آدم یک بار برای همیشه خلق می شوند …

صندوق صدقات نیست دل من

که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی

و پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ای . .


* * * 


من عشق رو باختم

نه برای اینکه بازی بلد نبودم …

نــــــــــه ..

فقط برای اینکه خنده تو رو ببینم …!

 

* * * 


دلـت به ماندن نیست بـرو،

عشـق که گـدایی نـدارد.

یادت نیست مگر؟

این نذر مـن بود،

که کوه شوم و پای نبودنهایت بمانم


* * * 


آدم بعضی وقا باید به خودش یه سیلی بزنه

و بگه:

احمق نمیخوادت

انقد خودتو کوچیک نکن...!


* * * 


    بالاخره خنده های یك نفر باید چیزی را آب كند..

    یا خنده هایتـــــو قنـــد را..

    یا خنده های مـن غــــــــــم را... 


* * * 

چند روزیه سیگار دلمو میزنه میلی ندارم بهش

اما بی انصافیه اونجور که تو منو ترک کردی ، ترکش کنم


* * * 


جـــور میکند خـــدا دَر و تخته را با هم...

همانطور که من و تو را آشـــنا کرد...

تــو شدی خـــاطره ســـاز...

من شدم خــــاطره باز...


* * * 


به سلامتی اونایی که خودشون ثابت کردن “لیاقت” ما رو ندارن !


* * * 


لاک غلط گیر را برمی دارم و “تو” را از تمام خاطراتم پاک می کنم …

“تـــو”

غلط اضافیِ زندگیم بودی ... :|


* * * 


    اینک اعتراف میکنم...

    بی کَس و کار شدم

    امـــا هنوز مثل تو ...

    بی همه چیـــز نشدم ...!!! 


* * * 


عشق نه پول میخواد نه خوشگلی نه ماشین نه هیچی دیگه ....

فقط دو تا آدم میخواد 

تاکید میکنم : آدددددم 


* * * 


دستگاه مشترک مورد نظر از دست “دوستت دارم” های دروغ تو خاموش است ، لطفا دیگر تنهایش بگذار …


* * * 

سوختنم را دیدی و خندیدی

خنده ات را دیدم و سوختم

خنده هایم را خواهی دید

دیدارِ ما به وقت سوختنت


* * * 

بعضیا شدیدا به عینک نیاز دارن ، واسه اینکه گوشامونو خیلی دراز میبینن !


* * * 

چه فرقی می کند وسوسه سیب یا حوا برای کسی که آدم نیست ؟


* * * 

بهینه رفتار کردی ولی من از همه چیزم گذشتم ؛ برچسب سبز رنگ انرژی مبارک قلبت باشد !

* * * 

جای بعضی ها توی کتاب جغرافیا خالیه ، با عنوان “پست ترین نقطه ی دنیا”

* * * 

دیگر عاشقانه نمینویسم …
اگر نوشتم مخاطب خاص ندارد چون کسی ارزش خاص بودن را ندارد !

* * * 

بعضی ها فکر میکنن شاخی هستن برا خودشون ؛ عزیزم تو موی زایدی ، باید بری تو سطل زباله !


* * * 

پراید شد ۲۰میلیون ولی تو همون ۲زاری که بودی موندی !
 
 
 
متن واتس اپی
 

خانم باربارا والترز که از مجریان بسیار سرشناس تلویزیون های معتبر آمریکاست سالها پیش از شروع مبارزات آزادی طلبانه افغانستان داستانی مربوط به نقشهای جنسیتی در کابل تهیه کرد. در سفری که به افغانستان داشت متوجه شده بود که زنان همواره و بطور سنتی 5 قدم عقب تر از همسرانشان راه می روند.

خانم والترز اخیرا نیز سفری به کابل داشت ملاحظه کرد که هنوز هم زنان پشت سر همسران خود قدم بر می دارند و علی رغم کنار زدن رژیم طالبان، زنان شادمانه سنت قدیمی را پاس می دارند.

خانم والترز به یکی از این زنان نزدیک شده و می پرسد: چرا شما زنان اینقدر خوشحالید از اینکه سنت دیرین را که زمانی برای از میان برداشتنش تلاش می کردید همچنان ادامه می دهید؟

این زن مستقیم به چشمان خانم والترز خیره شده و می گوید: بخاطر مین های زمینی!!


یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند....

این كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌كرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!

كنجكاویشان بیش‌تر شد و كوشش علاقه‌مندان به كشف این موضوع كه با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.

كشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: چون جریان باد، ذرات باروركننده غلات را از یك مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و كیفیت محصول‌های مرا خراب نكند!

جوک غضنفری

به غضنفر می گن با عناصر جمله بساز. میگه: وقتی سیفون رو بکشیم، اناسر می خورن میرن پایین!!! 

 

به غضنفر می گن با سی دی جمله بساز: می گه چسی دی. می گن : نه با سی دی صوتی جمله بساز. می گه: پس بگو گزیدی. می گن: نه احمق.اصلا با سی دی تصویری جمله بساز. می گه: اوه اوه پس حتما ریدی!!!

 

به غضنفر میگن با ستیز جمله بساز, میگه:د مبایل ست ایز اف

 

غضنفر میره سینما فیلم ترسناک نشون میده همه فرار میکنن به جز غضنفر , بهش میگن تو چرا فرار نکردی ؟ میگه به من دست نزنید من ریدم......!!

 

غضنفر توی توالت غش می کنه.بعد از نیم ساعت بهوش می آد می گه: من کجام؟ اینجا کجاست؟ کی منو ریده؟

 

غضنفر داشته تو صحرا راه میرفته، یه دفعه میبینه كوه ریزش كرده رو ریل راه آهن و یه قطار هم داره میاد. لباسشو در میاره میزنه رو چوبدستی نفت فانوسشم میریزه روش و آتیش میزنه و میدوه طرف قطار. به قطار كه میرسه خودشو میندازه زیر قطار و حسابی آش و لاش میشه.
قطار كه وای میسته میپرسن چرا خودتو زیر قطار انداختی؟ غضنفر میگه: والا از بچگی ریزعلی و حسین فهمیده رو با هم اشتباه می گرفتم.

 

یارو یه گونی پشگل می خره, تا درشو باز می کنه, غضنفر از توش می پره بیرون.یارو بهش می گه : تو دیگه کی هستی؟ غضنفر می گه : من اشانتیونش هستم!

 

غضنفر می ره خاستگاری.برا اول دختره عطسه می کنه بار دوم آروغ می زنه بار سوم می گوزه غضنفر میگه: ماشالله عروس خانوم از هر سوراخشون هنر می باره!

 

غضنفر می ره خاستگاری.دختره می گوزه غضنفر خیلی می خنده . دختره هم گریه می شه،می ره تو اتاقش.بعد مادر غضنفر اشاره می کنه به پسرش که برو از دلش در بیار.غضنفر می ره تو اتاق دختره می بینه داره گریه می کنه برای اینکه از دلش در بیاره می گه: چطوری گوزو!

 

غضنفر می ره خاستگاری.دختره سبیل داشته  غضنفر  بهش می گه تو چرا سبیل داری و خیلی می خنده .دختره قهر می کنه می ره تو اتاقش.بعد مادر غضنفر اشاره می کنه به پسرش که برو از دلش در بیار.غضنفر می ره تو اتاق دختره می بینه داره گریه می کنه برای اینکه از دلش در بیاره می گه: خجالت بکش مرد که گریه نمی کنه!

 

غضنفر تیپ می زنه می ره تو خیابون. دختره بهش می گه "بخورمت" غضنفر می گه " این گوه خوردنا به به تو نیومده"

 

غضنفر و یه انگلیسی و یه آمریکایی می رن تو یه جنگل.از قضا یه غول از سر راهشون در می آد و می گه"هر کدومتون می تونید یه آرزو کنید بعد اگه من تونستم برآوردش که می خورمتون"

آمریکائیه می گه "من می خوام پول دار ترین مرد جهان بشم" غوله آروزشو برآورده می کنه بعد می خورتش.

انگلیسیه می گه من می خوام ثروتمند ترین مرد جهان بشم غوله آرزوشو برآورده می کنه بعد می خورتش.

غضنفر که می بینه فقط خودش مونده به خودش می گه چکار کنم؟ یک دفعه می گوزه بهد به غوله می گه حالا اگه می تونی رنگش کن!

 

غضنفر می ره تو کیوسک تلفن بعد از یه ساعت می آد بیرون،ازش می پرسن "سالمه؟" می گه "آره فقط آفتابه نداشت"

 

غضنفر میره خواستگاری بهش میگن راحت باش ..میگوزه!

 

 

غضنفر تو تاکسی بوده.یه زنه می گوزه غضنفر می گه من بودم.زنه خوش حال می شه یه چک صد تومنی می ده به غضنفر.غضنفر وقتی می خواسته پیاده بشه می گه:آقایونو خانوم ها از حالا به بعد این خانوم هر چی گوزید گردن من! 

 غضنفر خیاط میشه. مترش کوچیک بوده برای همین وقتی می خواسته دور کمر ملت رو اندازه بگیره، یه خط کش می کرده تو کومشون، بعد ضرب در 3/14 می کرده!

غضنفر سر توالت میشینه. میبینه مگسا هی دارن ویز ویز می کنن. اعصابش خورد میشه میگه: خفه شید دیگه، یکم صبر داشته باشین. برای بابام که نمیرینم، واسه شماست دیگه!

کاظم گوزو

کاظم میره خواستگاری، خوب که میشینن و حرف می زنن و همه ی قرار مدارا رو میذارن، کاظم می گوزه! همه فامیل بهش چپ چپ نگاه می کنن. دختره ی بیچاره هم سرخ میشه. کاظم میبینه خیلی زشت شد، رو می کنه به آسمون، می گه خدایا، منو مثه اصحاب کهف خواب کن بعد از دویست، سیصد سال، بیدارم کن که کسی منو و این گندمو یادش نمونه.آقا کاظم میخوابه و بعد از دویست سیصد سال بیدار میشه...میره توی خیابون می بینه بله واقعا معجزه شده و همه چی عوض شده...شروع می کنه به راه رفتن توی شهر. بعد از یه مدت حس می کنه گرسنه است. می بینه یه نفر داره رد میشه. ازش می پرسه آقا ببخشید نونوایی کجاست؟ یارو می گه: شما این خیابونو تا آخر برو، میرسی به یه میدون. برو سمت راست. میرسی به چارراه کاظم گوزو! سر چارراه یه نونواییه.
 
کاظم که گشنش بوده، به روی خودش نمیاره. میره میره تا میرسه به نونوایی. یه سکه میده می گه: آقا یه نون لطفا. نونوا سکه رو می گیره نگاه می کنه میگه: این سکه خیلی قدیمیه! مال زمان کاظم گوزوس! دست تو چیکار می کنه؟ هرچی کاظم می گه: مال خودمه، نونوا می گه غلط کردی. دروغ می گی. دزدیدیش! زنگ میزنه پلیس!
 
آقا پلیس میاد و کاظمو به جرم غارت اموال ملی میندازن زندان! شب کاظم میخواسته بخوابه، تا دراز می کشه، زارت! می گوزه. همه مسخرش می کنن. می گن یه شبه اومدی زندان، اینجارو با توالت عمومی اشتباه گرفتی! کاظم دیگه کلافه میشه. رو می کنه به آسمون می گه: خدایا، منو بکش.راحتم کن. آقا زلزله می شه کل زندان رو سر همه خراب میشه. کاظمم میمیره. روحش میره هوا. خوب که میره بالاتر، یه نگاه می اندازه می بینه زندانو دارن بازسازی می کنن، روی تابلوی سر درش هم نوشتن: زندان کاظم گوزو!!!


نوع مطلب : متفرقه ، جوگ و اس ام اس ،
برچسب ها : اس ام اس واتس اپی ، جوک واتس اپی ، کلیپ واتس اپی ، متن whats app ، جوک غضنفری ، کاظم گوزو ، تیکه دار ،
ارسال نظر
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :




موضوعات
آمار وبلاگ
  • افراد آنلاین : 2
  • بازدید امروز : 75
  • بازدید دیروز : 268
  • بازدید این هفته : 1700
  • بازدید این ماه : 7669
  • بازدید امسال : 39270
  • بازدید کل : 1777690
  • تعداد پست ها : 811
  • تعداد نظرات : 653



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کسب درآمد